







کاش مي شد با تو بودن را نوشت .... تا که زيبا را کشم بر هر چه زشت ... کاش مي شد روي اين رنگين کمان ... مي نوشتم تا ابد با من بمان![]()


من به دو چيز عشق مي ورزم يکي تو و ديگري وجود تو. به دو چيز اعتقاد دارم يکي خدا و ديگري تو من در اين دنيا دو چيز ميخواهم يکي تو و ديگري خوشبختي تو من اين دنيا را براي دو چيز ميخواهم يکي تو و ديگري براي با تو موندن![]()
![]()


عاشقی شرح غریبی منست![]()
شرح دردو خود فریبی منست![]()
قصه روح جهانگرد منست![]()
خویش را از خویش باید پاک کرد![]()
هرچه از خاک است باید خاک کرد![]()
عاشقی هم وقت دارد مثل خواب![]()
لحظه های گرم‘ شیرین‘ خوب‘ ناب![]()
در مسیر عاشقی غم نیز هست![]()
همسفر با عشق ماتم نیز هست![]()
در مسیر عاشقی دل نرم باش![]()
اهل یک جغرافیای گرم باش![]()
لمس کن گلبرگ های یاس را![]()
چیزهایی مثل یک احساس را![]()

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم![]()
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم![]()
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم![]()
شدم آن عاشق دیوانه که بودم![]()
در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید![]()
باغ صد خاطره خندید![]()
عطر صد خاطره پیچید![]()
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم![]()
پر گشودیم ودر آن خلوت دلخواسته گشتی
م
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم![]()
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت![]()
من همه محو تماشای نگاهت![]()
آسمان صاف وشب آرام![]()
بخت خندان و زمان رام![]()
خوشه ی ماه فرو ریخته در آب![]()
شاخه ها دست برآورده به مهتاب![]()
شب وصحراوگل وسنگ![]()
همه دل داده به آواز شباهنگ![]()
یادم آید تو به من گفتی: «از این عشق حذر کن! »![]()
لحظه ای چند براین آب نظر کن![]()
آب آیینه عشق گذران است![]()
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است‘![]()
باش فردا که دست با دگران است!![]()
تا فراموش کنی چندی ازاین شهر سفر کن!![]()
با تو گفتم: «حذر ازعشق!؟ »![]()
ندانم![]()
سفر از پیش تو هرگز نتوانم![]()
روز اول که دل من به تمنای تو پر زد![]()
چون کبوتر لب بام تو نشستم![]()
تو به من لنگ زدی‘من نرمیدم‘نگستم![]()
باز گفتم:که تو صیادی ومن آهوی دشتم![]()
تا به دام تو در افتم![]()
همه جا گشتم و گشتم![]()
«حذر ازعشق ندانم‘نتوانم! »![]()
اشکی از شاخه فرو ریخت![]()
مرغ شب ناله ی تلخی زدو بگریخت......![]()
اشک در چشم تو لرزید![]()
ماه بر عشق تو خندید!![]()
یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم![]()
پای در دامن اندوه کشیدم![]()
نگستم‘نرمیدم![]()
رفت در ظلمت غم‘آن شب و شب های دگر هم![]()
نگرفتی دگر از آن عاشق آزرده خبر هم![]()
نکنی دیگر از آن کوچه گذر هم....
...
بی تو‘اما‘به چه حالی از آن کوچه گذشتم!![]()


خداحافظ براي تو چه آسان بود ولي قلب من از اين واژه لرزان بود خداحافظ براي تو رهايي داشت براي من غم تلخ جدايي داشت خداحافظ طلوع من غروب من خداحافظ تو اي محبوب خوب من سلام تو طلوع پاک شبنم بود غروب ظلمت تاريکي وغم بود سلام تو شروع آشناييها نويد مهرباني ها زمان همزبانيها دريغ از قطره هاي اشک سوزانم که از بيداد تو بر رخ چکيده خزان زندگي آمد دل افسرده بعد از تو بهاري را نديده خداحافظ خداحافظ خداحافظ








